تبلیغات
NSOFT

   

 

 

 

Welcome To Nsoft
 
   
 

 

 

منوی اصلی

 
صفحه اصلی
ارتباط با مدیر                      تبادل لینك
 نسخه آر اس اس
[yahoo]
 

موضوعات

 
 عمومی (32)
آموزش (29)
هک (6)
نرم افزار (41)
عکس (8)
شعر (5)
جك (6)
قالب های بسیار زیبا (24)
بیوگرافی خوانندگان (7)
تخصصی برق و مكانیك (10)
تخصصی برق و مكانیك (1)
 

آرشیو

 
  مرداد 1386 (4)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (11)
اسفند 1385 (1)
بهمن 1385 (1)
دی 1385 (14)
آذر 1385 (30)
مرداد 1385 (1)
تیر 1385 (1)
خرداد 1385 (3)
اردیبهشت 1385 (2)
فروردین 1385 (14)
اسفند 1384 (9)
بهمن 1384 (29)
دی 1384 (7)
آذر 1384 (4)
آبان 1384 (8)
مهر 1384 (1)
شهریور 1384 (29)
 

آمار

 
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه

 This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme

 

مدیر

 

یكی از بچه های ممكو جدید

 

بی ربطستان

 
 
 


             کودکی که آماده تولد بود ...  

موضوع : عمومی ,

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین

می فرستی اما من به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا

 بروم؟ خداوند پاسخ داد از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام

 او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود.

کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و

شادی کاری ندارم.

خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد

 تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که

زبان آنها را نمی دانم؟

خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه

ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد

خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟

و خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار

هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی .

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی

 می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد.

خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم

تمام شود.

کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین 

خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت

خواهد کرد، اگر چه من همشه در کنار تو هستم.

در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک

 می دانست که بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامی از

 خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من

 بگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیئت ندارد ولی 

می توانی او را مادر صدا کنی ...


ارسال نظر

 نویسنده : حسین.م «» تاریخ ارسال : سه شنبه 15 اسفند 1385 «» تعداد نظرات :  ()

 


تبلیغات

 
 

   

 

خبرنومه

 
 
 

جستجو

 
 
 

نظر سنجی

 
 
نظرتون در مورد وبلاگ چیه؟




 

لینكدونی

 
لولو ممكو(خیلی توپ و آموزنده)
دختر2 آتیشه استقلالی ممکو
جیک جیک
دختری از ممكو
اخبار سینما
وبلاگ یلدا و رها
بیا تو حال کن
شورشی پرسپلیسی
دخترای قطر
آهنک و شو و ترفند
آرشیو لینكدونی
 

همسایه ها

 
  ممكو آن لاین
پژو 405 در ممكو
بی ربطستان
خانه هک
دانلود بازار
گرگ شبکه
وبلاگ ممکو
تالار قالب میهن بلاگ
پارسیان.نت
روابط
مناسبترین سایتهای سرمایه گذاری
بهترین قالبهای وبلاگ
 

لوگوی من

 

برای حمایت از من لوگوی مرا  در وبلاگ یا سایت خود قرار دهید و سپس به من اطلاع داده تا من هم لینك یا لوگوی شمارا قرار دهم.

 

 


مطالب گذشته و صفحات

  نرم افزار نرم افزار MiscEI
 آشنایی با استپ موتور
 اثر هارمونیك ها بر خازن ها
 لرزش دیوارها هم برق تولید می كند
 حمیرا
 روشهای مختلف راه اندازی موتورهای آسنكرون
 پیدا كردن سرسیم های موتور آسنكرون UVW-XYZ
 كلید محافظ جان انسان
 معرفی چند دستگاه برای كنترل سرعت موتورهای AC
 ژنراتورها وموتورهای الكتریكی
 کوپلینگ آسنکرون
 دودکش خورشیدی
 تم نوکیا (محمد)
 تولید برق
 حسین خواجه امیری ( ایرج )